آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

413

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

باستيل محسوب ميشد و آن را انوشبرد يا « قلعه فراموشى » نيز ميخواندند ، زيرا كه نام زندانيان و حتى نام آن مكان را كسى نبايستى بر زبان براند « 1 » . فوستوس بيزانسى « 2 » فاجعه فوت ارشك ( سوم ) « 3 » پادشاه ارمنستان را حكايت كرده است كه در « قلعه فراموشى » جان داد . خواجه‌سرايى در ستمت « 4 » نام « 5 » ، كه امير ( اشكن ) « 6 » يكى از ولايات ارمنستان شد ، در يكى از جنگهاى با كوشانيان شاهپور دوم را از خطر مرگ نجات داد . شاهپور بپاس خدمت او فرمود : هر چه از من خواهى بخواه و وعده داد ، كه مطلوب او هر چه باشد ، اجابت خواهد شد . آنگاه در ستمت اجازه خواست ، يك روز فقط بقلعهء فراموشى بديدن ارشك برود ، تا لوازم احترام نسبت به او بجاى آورد و بوسيله موسيقى او را شاد گرداند . شاهپور به او جواب داد ، كه اجابت اين مسئول بسيار دشوار است و تو خود چون نام انوشبرد را بر زبان راندهء ، جان خود را بخطر انداخته‌اى ، لكن با وجود اين ، شاهپور بپاس خدمات بزرگ او اين تقاضا را اجابت كرد . پس يكى از مستحفظين خود را همراه او فرستاد و به او نامه‌اى داد ممهور بنقش نگين سلطنتى تا بتواند داخل قلعه شود . بدينطريق در ستمت بهمراهى

--> ( 1 ) - هوبشمان ، همانجا ؛ نلدكه ، طبرى ، ص 144 ، يادداشت 1 . چندين نفر از خاندان سلطنتى در اين زندان افتاده بودند ، كه از آن جمله ارشك سوم پادشاه ارمنستان مىباشد . بگفته پروكوپيوس كواذ پس از محروميت از تاج و تخت در آنجا زندانى بود و از همانجا فرار اختيار نمود . بعدها شيرويه عده‌اى از زندانيان آنجا را آزاد كرد و ايشان به او كمك نمودند تا توانست پدر خويش خسرو دوم را از تخت پايين آورد ( پاتكانيان ، مجله آسيايى ، 1866 ، 1 ، ص 9 - 208 ) . ( 2 ) - لانگلوا ، ج 1 ، ص 286 و ما بعد . ( 3 ) - ر ك باترص . ( 4 ) - Drastamat ( 5 ) - درباره اين اسم نگاه كنيد هوبشمان ، صرف و نحو ارمنى ، ج 1 ؛ ص 38 . ( 6 ) - Ishkan